تبليغاتX
صبح سپید
سرزده وارد مشو میکده حمام نیست
 

هوای خواجگیم بود بندگی تو جستم

هوای سلطنتم بود خدمت تو گزیدم

 

سلام همراهان عزیز وبلاگ صبح سفید جاتون خالی بود حریم سید الکریم حضرت عبدالعظیم الحسنی

جاتون خالی بود تو مهمونی

آقا سید الکریم سفره پهن کرده بود

کلی هم مهمون دعوت کرده بود

جاتون خالی بود ببنید تو این مهمونی چه خبر بود

جاتون خالی بود ...

نه دود بود و نه ماشین ، نه بانک بود و نه صف ، نه پول بود و نه چک ، نه دورغ بود نه غیبت

نه فحش بود و نه دعوا ، نه نامحرم بود و نه فکرش ، نه رنگ بود و نه ریا ، نه نه نه نه نه نه

عبادت بود و بندگی ، سوز و اشک ، دعا بود قرآن ، نماز بود و صلوات ، ذکر بود و ذکر بود ذکر...

آرامش کامل و مطلق فقط خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

حتی آینه هم نا محرم بود ، حتی آفتاب سوزان ، حتی خواب هم عبادت بود

از همه زیباتر آدمهای دوست داشتنی که وقتی میدیدی که جز راست نمیگن میخواستی گریه کنی

همه باهات رو راست بودن

صداقت اونقدر توشون موج میزد که میبردنت تا ته اقیانوس لطف خدا

آی خدااااااااااااااااا

چقدر دوست دارم

چقدر ازت دور بودم وقتی نبودم ، وقتی تو آدمها گم شدم ، وقتی آدمکها من رو بردن

وقتی که پول سنجش شخصیت آدمها شد

وقتی که قدرت باعث محبوبیت آدمکها شد

وقتی که عشق های زمینی پرتگاه قلبها شد

وقتی که ...

اونقدر مست آرامش شدیم که موقع وداع آروم آروم اشک میریختیم و بدون حرف و حدیثی

روی همسفران رو میبوسیدیم و خداحافظی میکردیم

و دوباره شهر ، ازدحام جمعیت ، عطر های مختلف ، لباس های ناجور و جور واجور

دود و ماشین ، چراغهای رنگارنگ و صداهای گوش خراش

کاش ...

--------------------------------------------

پ.ن : یاد همتون بودم  هر کسی که باهاش سلام و علیک کردم

مادر سرزمین نور ، آقای دیانی ، نورا  ، سادات ، فردای روشن ، ساقی رضوان ، مختش ، مونسم خدا ، تامی ،حسن میثمی ، و و و و  همه و همه

پ.ن : کاش آقای سازمان تبلیغات تعداد مساجد رو افزایش بدن برای اعتکاف سال بد

پ.ن : از اینکه دو سال وقتم رو برای چیزی که مال من نیست گذاشتم شرمسارم

پ ن : اونایی که رفتن خوش به سعادتشون و اونایی که نرفتن حتماً سال بعد اقدام کنن

پ ن : پینوشت های خاصی ندارم هر چی بود همون بالا بود

پ ن : گفتم که چیزی ندارم برای گفتن

 

+        | 

 

 

از تابستون متنفرم.............

+        | 

 

ششم تیر باید ۲۶ تا شمع سیاه به نییت از دست دادن ۲۶ سال عمر رفته روشن کنم

عمری که رفت و هرگز بر نخواهد گشت ۲۶ سالی که دو سال آخرش نسوخت ، سوزوندنش

عجب حکایتیه این جشن تولد آخه یه سال بزرگتر شدن هم خنده داره

میخوام ۶ تیر بشینم لب جوی آب و ضرب المثل قدیمی های روشنفکر رو تجربه کنم

بنشین لب جوی و گذر عمر ببین

چقدر تو این ۲۶ سال به خدا نزدیک تر شدم ، چقدر منتظر واقعی آخرین ذخیره جاودان اللهی بودم

۲۶ سال که ، اصلا سال نه ، ماه هم نه ، روز هم نه بهتره بگم چند دقیقه و ثانیه و آن

منتظر واقعی و خالصانه امام عصرم بودم

آقا جون اومدم پیش تو از خودم شکایت بکنم

گله از گناه بی حد و نهایتم کنم

یک آه بلند میکشم و دیگر چیزی ندارم برای گفتم تا خودم رو پیدا کنم

                                                                   چون به خود آیی به خدا رسی

 

پ.ن : امروز به علت بی تجربگی اولین شکست بزرگ اقتصادی زندگیم رو چشیدم

پ.ن : از اینکه دیر آپ میکنم عذر میخوام

پ.ن : حرف های تکراری

پ.ن : هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم ( دعام کنید اوضاع اقتصادیم ریخته به هم)

پ.ن : اگر مادر یا پدراتون تو ارگان های خاصی کار میکنن جان مولا بهشون بگید پارتی بازی نکنن

پ.ن : www.rbc.najva.ir

پ.ن وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

+        | 

 

 

هر دلی کان خانه ی مولا شود

خانه دارش حضرت زهرا شود

 

میلاد با سر سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رو به ابتدا خدمت مقدس ساحت مقدس

آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سپس به شما شیعیان و به تمام مادران دنیا تبریک میگم

مادرم هر چه دارم از تو دارم...

+