تبليغاتX
صبح سپید
سرزده وارد مشو میکده حمام نیست
دجال(قسمت اول)



اميرالمومنين علي(ع) فرمودند:دجال(صائد بن الصيد) ميباشدازاصفهان وازدهي كه بيهوديه نام دارد خروج ميكند1.
دجال خطرناك ترين دشمن اسلام است وتاريخ اديان تا كنون چنين دشمني به خود نديده است.
دجال ازنظر لغوي به معناي دروغگو،حيلت باز ومكر ورز ميباشد.
طبق روايات دجال درغروب همان روزي كه صيحه آسماني جبرئيل بلند ميشود وميگويد حق با علي واولاد علي است با صداي بلند فرياد ميزند بطوريكه همه جن وانس صداي اورا ميشنوند وميگويد،اي دوستان من به سوي من آييد كه من همان كسي هستم كه شما را خلق كردم منم آن پروردگارشما وبرهمه امورقادرو توانا هستم وهمين امرباعث ميشود گروهي در شك وترديد گرفتار شوند2.
گفته شده اكثر پيروان دجال ازطايفه يهود وزنان واعراب تشكيل ميشود3
شيعه اعتقاد دارد كه دجال بعدازظهورحضرت ميايد واهل سنت ميگويند كه قبل ازظهورحضرت ميايد.
شيعه معتقد است كه دجال يك شخصيت حقيقي و يهودي ميباشد كه پيروان او ناصبي هستند.
اهل سنت ميگويد دجال آمده است واكنون درمصرزندگي ميكند واسمش(عبدا...ابن ساعد) ميباشد.
در بحارالانوارآمده كه در شهر شام بالاي تلي بنام تل افيق درحالي  كه سه ساعت از روز جمعه گذشته دجال به دست كسي كه مسيح بن مريم پشت سرش نماز ميگذارد كشته ميشود ودرروايتي ديگراين است كه دجال دركوه دخان به دست حضرت عيسي(ع) كشته ميشود4.





منابع


1- بحارالانوار ج13 / ص482
2- بحارالانوار ج13 / ص483
3- بحارالانوار ج13 / ص485
4- بحارالانوار ج13 / ص481،482


دجال (قسمت دوم)

هدف دجال و علایم ظهور او


برخي مفسرين براين عقيده اند كه دجال يك شخصيت معين نبوده بلكه يك جريان فرهنگي- اقتصادي- سياسي ضد توحيد ودين ميباشد كه تمدن غرب بابدست آوردن فن آوري صنعتي و پيشرفت درزمينه هاي فيزيك فضايي وبيوشيمي وشاخه هاي ديگرعلم،اذهان سطحي نگر وساده انديش بشر را مسحور ومرعوب خود ساخته وبرشدت آن ميافزايد.
غرب بااستفاده از رسانه ها وشبكه هاي عظيم (صوتي - تصويري - مطبوعاتي) شروع به ترويج فساد با پخش موسيقي هاي شيطاني ازشيطان پرستهايي كه اكنون درآمريكا وديگرنقاط جهان زندگي ميكنند و با نشان دادن اين موضوع كه مسلمانان انسانهايي هستند كه عاشق خونريزي وتروريسم هستند وغيره….. خود را منجي ونجات دهنده بشر معرفي ميكنند وباتزريق اينگونه افكارها به تمامي جوامع بشري ظهور دجال را اثبات كرده اند.
اما درمورد زمان خروج دجال،علي(ع) فرموده اند: دجال زماني خروج ميكند كه اتفاقات زير رخ دهد1.



1- مردم نمازرا ترك كنند(اكنون شاهد آنيم كه مردم نسبت به  نماز چگونه بي تفاوت شده اند)
2- امانتها ضايع ميگردد(امروزه قرآن كه امانتي دست انسان بوده به دست فراموشي سپرده شده است)
3- دروغ گفتن حلال ميگردد(امروزه دروغ بسيارعادي شده وحاكمان تحت عنوان سياست اجتماعي.…..)
4- ربا يكي از كارهاي عادي و معمولي مردم ميگردد
5- رشوه خواري.     
6- ساختن ساختمانهاي محكم(برجها وآسمان خراشهايي كه از آهن وغيره هرروز ساخته ميشود)
7- فروختن دين به دنيا
8- كم عقلان برسركارميآيند(افرادجاهل ونادان بواسطه پارتي وفاميليت برسركارميآيند)
9- زنان دركارهاي سياسي اجتماعي مورد مشورت قرارميگيرند
10- قطع صله ارحام ميكنند وازخويشاوندان فاصله ميگيرند.
11- دركارهاي زندگي ازهوي وهوس پيروي ميكنند
12- دركشتاروخونريزي بي باك وجسورميگردند
13- بردباري وحلم را به حساب ضعف وناتواني ميگذارند
14- ظلم وزورگويي را مايه فخرخود قرارميدهند
15- حاكمان آن زمان فاسقان وگنهكاران اند
16- وزيران دولتها ازستمكارانند
17- خيانتكاران زياد ميشوند.
18- قاريان قرآن افراد فاسق اند.
19- شهادت دادن به زور صورت ميگيرد
20- گناه علني شده وحيا ازميان مردم برداشته ميشود
21- بهتان زدن درميان مردم رايج ميگردد
22- سركشي وطغيان علني ميگردد
23- قرآن را با چاپهاي زرين وجلدهاي زركوب دراختيارمردم قرارميدهند
24- نسبت به مسجد فقط به زيبايي آن ميانديشند وبه آن ميپردازند.
25- مناره هاي مساجد را مرتفع ميكنند
26- كافران،انسانهاي دورازخدا وافرادشروردرجامعه محترم ميشوند.
27- مردم درراه باطل كوشش ميكنند
28- مردم درپي هواهاي نفساني به دنبال راه هاي تازه ميگردند
29- پيمان شكني رايج ميگردد
30- زنان همراه مردان از روي حرص وطمع در تجارت شركت ميكنند.
31- صداي افراد فاسق مورد قبول مردم واقع ميگردد
32- اراذل قوم برآن گروه رئيس ميگردند
33- مردم ازافراد شرور وبدكاران ميترسند
34- دروغگويان پيوسته درمجامع مورد تائيد قرارميگيرند
35- خيانتكاران بعنوان امين مردم قرارميگيرند
36- هنرپيشه هاي آوازه خوان تربيت ميشوند
37- مردم گذشتگان خود را مورد لعنت قرارميدهند.
38- زنها برزينها سوارميشوند.
39- مردان به زنان وزنان به مردان شباهت ميرسانند
40- بدون آنكه از شخصي شهادت بخواهند شهادت ميدهد.
41- احكام وعلوم دين را تنها براي دنيا ميآموزند

منابع

1- بحارالانوار ج52/ ص193   

 

+